دامنه بلندي‌هاي شمال‌خراسان از نظر آب و هوا و زمين مناسب و بارور، محيط نسبتاً مساعدي را براي كشاورزي، دامداري و كانونهاي زيستي ايجاد نموده‌است علاوه بر آن جاده ابريشم از زمانهاي باستان از داخل اين دشتها عبور مي‌كرده‌است. برخي از مورخين اين جاده را عامل اصلي پيدايش برخي از شهرها و گسترش تمامي شهرهاي مهم خراسان‌شمالي از جمله سبزوار مي‌دانند(آريان‌پور، 1366، ص:207). شهر سبزوار يا بيهق قديم در مسير اصلي جاده ابريشم و به تبع آن ظهور يافته و رشد كرده‌است.[1]

به دليل موقع نسبتاً مساعد جغرافيايي، اقتصادي و بازرگاني منطقه سبزوار طي روزگاران ديرين مورد توجه و از لحاظ كشاورزي حايز اهميت بوده‌است، چنان كه آتشكدة آذربرزين مهر سبزوار كه يكي از چهار آتشكدة مهم دوره ساساني است و براي كشاورزي ساخته‌شده در اين محدوده مي‌باشد. هر چند بيشتر مورخان بناي شهر را به دوره‌ اشكانيان مربوط مي‌دانند ولي بيهقي معتقد است كه اين شهر در عهد ساسانيان بنا شده‌است.(بيهقي، 1361، ص:39).

مركز شهر بيهق كه قدمت بيشتري داشته در حوالي روستاي فعلي خسروگرد واقع در 6كيلومتري غرب سبزوار فعلي بوده كه بعداً رو به ويراني نهاده و كم‌كم شهر سبزوار در محدودة فعلي رونق يافته‌است. لردكرزن پايه‌گذاري شهر سبزوار را بنا به قولي به دوره سلجوقي منسوب مي‌داند(كرزن، 1349، ص:359). ابوالحسن‌بيهقي در تاريخ بيهق نقل مي‌كند كه بناي سبزوار به ساسويه‌بن‌شاپور‌الملك نسبت مي‌دهند و منظور از شاپور اول پسر اردشير است كه نيشابور را نيز بنا نموده‌است(بيهقي، 1317، ص:43) «خواندمير» در تاريخ حبيب‌السير، ساسان را پسر بهمن و نواده اسفنديار مي‌داند. ابوالقاسم طاهري درباره سال بنياد سبزوار مي‌گويد: در واقع اطلاعات ما، دربارة رونق و آبادي شهر سبزوار از پايان دوره زمامداري سلجوقيان و آغاز قدرت دودمان سربدار شيعي مذهب است(طاهري،1348، ص:34) بعضي مورخين، تاريخ ظهور اين شهر در قبل از اسلام را افسانه‌اي و اسطوره‌اي مي‌دانند و يكي از دلايل اشتهار اين شهر را وجود ميدانگاه مبارزه رستم و سهراب كه به ميدان ديوسفيد معروف مي‌باشد مي‌دانند.(مقبره منسوب به سهراب در حومه مركزي شهر وجود دارد.) به هر حال قدمت حيات اين منطقه در قبل از اسلام واضح و آشكار است و داراي سابقه تاريخي چند هزار ساله مي‌باشد اما در اين ميان متأسفانه آثار معدودي از آن دوران باقي نمانده كه دلالت به اين موضوع كند.

اين شهر در دوره خلافت عثمان به سال 30 هجري به تصرف اعراب درآمد و جمعي از صحابه پيامبر(ص) همچون ابورفاعه و قطربن‌عمرو و همام‌بن‌زيد در آن اقامت گزيدند و قنبر غلام حضرت‌علي(ع) و پسرش، مدتي در سبزوار مي‌زيستند . مردم اين شهر در قيام‌هاي ضداموي نقش مؤثر داشتند، چنان كه اين شهر يكي از پايگاه‌هاي مهم زيدبن‌علي‌بن‌حسين(ع) و فرزند او يحيي بوده‌است. خاندان زياد در سبزوار صاحب نفوذ بودند و در سال 415 هجري، پادشاه بلغر به نام ابواسحاق ابراهيم‌بن‌محمد‌بلطوار جهت تعمير مسجد جامع اين شهر مقدار زيادي پول فرستاد.

آل سلجوق به سبب اين كه نظام‌الملك، وزير آنان اهل حارث‌آباد بيهق بود به اين شهر توجه داشتند و مناره خسروگرد را به سال 505 هجري در اين شهر بنا نهادند. در دورة خوارزمشاهيان ومتعاقب آن در دوره مغول، چيزي جز ويراني نصيب اين ديار نگرديد. جاده عظيم نظامي كه از اغلب شهرها و روستاهاي جوين مي‌گذشت بي‌ترديد براي تسخير ولايات خراسان توسط ارتش مغول نقش عمده‌اي داشته‌است. مبارزات پيگير مردم سبزوار عليه سپاه خون‌آشام مغول، در سال 738 هجري با پيروزي سربداران به نتيجه رسيد و در اواخر حكومت اين سلسله اين شهر با همت اميرمؤيد توسعه و رونق گرفت. در دورة تيمور گوركاني از صدمات مصون ماند و در دوره صفوي به آباداني گراييد و ابنيه‌اي چند بر آن افزوده‌گشت. در دوره افشاريه و زنديه اين شهر دچار ركود اقتصادي گرديد و در دوره قاجار پيوسته در معرض تهاجم افغان‌ها، تركمن‌ها و ايلات و عشاير مختلف قرار گرفت. در همين دوره بود كه گروه زيادي از جهانگردان غرب از اين شهر ديدن نموده و آثار آنان، وسيله‌اي براي شناخت موقعيت‌ شهر در آن روزگار محسوب مي‌شود. از زمان روي كارآمدن حكومت پهلوي با احداث راه‌هاي ارتباطي تهران به مشهد و مشهد به سواحل درياي خزر از يك طرف و از طرف ديگر شكل‌گيري استان خراسان و بالارفتن موقع و اعتبار سياسي شهرهاي آن به ويژه خراسان رضوي، شهر سبزوار تاكنون از يك موقع خاص ارتباطي و اقتصادي برخوردار است.(طاهري، 1348، ص:16)

 گردآورنده:رضا کارگر



منابع:

۱.پيرنيا، حسن، تاريخ ايران باستان، 1342، جلد 2.

۲.کرزن،لرد،1349،ایران،وقضیه ایران،ترجمه وحیدمازندرانی،تهران،انتشارات علمی وفرهنگی.

 ۳. بیهقی،محمود،1370،سبزوار شهر دیرینه های پایدار،مشهد،انتشارات کتابستان.

۴.  آریان پور،علیرضا،1366،بافت قدیمی وشهرسازی شهرستان سبزوار،شهرهای ایران،جلددوم،تهران ،انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی.