سبزوار از دیدگاه لسترنج
| |||
|
لسترنج مورخ و جغرافيدان انگليسي در قرن 19 در كتاب جغرافياي سرزمين هاي خلافت شرقي درباره شهر سبزوار اين گونه تعبيري دارد:(به فاصله چهار روز راه در باختر نيشابور در ولايت بيهق دو شهر سبزوار و خسروگرد واقع و بيش از يك فرسخ با هم فاصله نداشته، سبزوار از خسروگرد بزرگتر بود و در قرون وسطي آنرا بيهق مي گفتند. ولايت بيهق تا حدود ريوند ادامه داشت و وسعت آن به بيست و پنج فرسخ در بيست و پنج فرسخ مي رسيد. چنانكه ياقوت مي گويد سيصد و بيست و يك دهكده داشت. ياقوت همچنين گويد: اصل كلمه بيهق به فارسي بيهه يا بهامن به معناي بسيار بخشنده است و اسم صحيح تر شهر سابزوار است ولي مردم اختصاراً آنرا سزوار گويند. سابقاً خسروجرد كرسي ولايت بود واي در زمان ياقوت سبزوار از آن پيش افتاد و شهر عمده آن ولايت شد. حمدا.. مستوفي گويد: بازارهاي فراخ و خوب دارد. طاقي از چوب بسته اند گه چهار سوي بازار است به غايت محكم و عالي، حاصلش غله و اندك ميوه و انگور باشد و قريب به چهل پاره ديه است كه از توابع دارد و مردم آنجا شيعه اثني عشري اند). |
این وبسایت علاوه بر فعالیت در زمینه تاریخی و جغرافیایی سعی بر آن دارد تا هر انچه در فضای مجازی درباره غرب خراسان به ویژه سبزوار و ششتمد منتشر شده از جمله مقاله و اخبار جمع آوری و یا خود به انتشار آنها بپردازد.