وجه تسميه

وجه تسمیه بیهق
در خصوص وجه تسميه شهر بيهق مؤلف تاريخ بيهق اينگونه اظهار نظر مي كند: «در اشتقاق لفظ بيهق و حدود آن چند قول گفته اند:قول اول آن است كه اين بيهه است و به زبان پارسي اصلي بيهين بود. يعني كه اين ناحيت بهترين نواحي نيشابور است. و قومي گفته اند(كه مردي بوده است در روزگار بهمن الملك او را بيهه و آنجا كه آمنا باد است، ديهي كرده است و هنوز اثر آن ديه و حصار آن ديه توان ديد.آنرا به نام وي خوانده اند. چنانكه حسين آباد را به بنا كننده آن حسين باز خوانند و حارث آباد را به حارث و معاذآباد را به معاذ. و اول عمارت و بنا كه درين ناحيت نهاده اند آن است و آن اول قراين ناحيت و انتهاي اين ناحيت اول عمارت و بنا كه در اين ناحيت نهاده اند آن است و آن اول حد اين ناحيت، و انتهاي اين ناحيت اول حد قومس است و خوار و طابران از ناحيت قومس يا ناحيت بيهق تحويل كرده اند. چنانكه در كتاب الثار بيان كند و جاجرم از ناحيت جوين باشد…)

وجه تسمیه سبزوار
در مورد وجه تسميه شهر سبزوار مؤلف كتاب تاريخ بيهق اين چنين توضيح مي دهد( و گفته اند كه سبزوار را ساسويه بن شاپور الملك بنا كرد و شاپور آن بود كه نيشابور را بنا كرد. سبزوار در اصل ساسويه آباد بوده است و گفته اند اين ساسويه، يزد خسرو بود كه خسرو شير جوين و خسرو آباد بيهق و خسرو جرد را بنا كرد)
ابن فندق در معرفي شهر سبزوار اينگونه ادامه مي دهد: (سبزوار شهري بزرگ شد، با انواع درخت ميوه دار و سايه بخش پس مردمان اينرا سابزوار يعني سازوار.و گفتند: سبزوار «كجنات تجري من تحتها الانهار» و عمارتها و بازارها و محله هاي سبزوار متصل گشت تا به ديد ايزي از راه زورين و هنوز اطلال آن عمارت باقي است»